سلام دوستای عزیزم.
این پست حاصل تحقیق یکی از بازدیدکننده های این وبلاگه که واقعا به نجوم علاقه مند هستند و لطف کردن یکی از مطالبشون رو به بنده میل کردن تا تو وبلاگم قرار بدم و شما عزیزان هم از این مطالب کمال استفاده رو ببرین.
چه خوبه که با خوندن این مطلب دیدگاهتون رو نسبت به ایران و مردمانی که یه زمانی مثل ستارگانی درخشان آسمان علم و فرهنگ بشریت رو زیباتر و درخشانتر می کردند عوض کنیم و به ایرانی بودنمون بیش از پیش افتخار کنیم و کاری کنیم که فرزندان آینده ایران هم با افتخار بگن که ایرانین ...
در آخر از دوست عزیزی که این مطلب رو نوشتن کمال تشکر رو میکنم (منتظر مطالب بعدیشون هستیم!)
و از شما عاشقان نجوم هم می خوام اگه مقاله ای چیزی دارین برام میل کنین تا تو وبم قرار بدم.خوشحال می شم کمکم کنین.
راستی این مطلب دو قسمتیه که دفعه بعد هم ادامه مطلب(داستان هیجانی و اکشن اختران و ابراختران!)را پست می کنم.
سال جهانی نجوم که شاید خیلی ها انتظارش رو می کشیدن در شرف اتمامه. امیدوارم که به آرزوهای نجومی تون امسال رسیده باشید.. امسال خیلی از اسم های تاریخی دوباره به زبون اومدن و یادی ازشون شد.
حقیقتش خیلی از ما که علاقه مند به آسمون پر ستاره و نجوم هستیم ،در همه جای دنیا، این علم رو مدیون کپلر و تیکو براهه و نیوتون و اینشتین می دونیم.
ولی در واقع ای کاش حداقل ما ایرانی ها ( البته اگه ادعای ایرانی بودن رو داریم ) اجدادمون رو بیشتر درک می کردیم . آسمون تمدن اون روزگار ستاره های پر فروغ و درخشانی داشته از مردان آریایی...
قصد دارم در سلسله پست هایی شما عزیزان رو با دانشمندان و فرهنگ پر بار کهنی که داشتیم بیشتر آشنا کنم. باشد که همه در یابیم چه گذشته پر شکوهی داشتیم.
در این پست و چند پست بعدی به سراغ آسمون خیلی قدیمی تر های ایرانی ها خواهیم رفت.
اوستا ، کتاب مذهبی زردشتی ها یکی از منابع خیلی غنی و کهن و به جای مونده این مرز و بوم در علم نجومه...گوشه ای از روایت های این کتاب در باب ستاره ها و اختر شناسی با هم مرور می کنیم تا شاید یادمون بیاد وارث چه دانش عظیمی هستیم. دانشی که شاید هیچ وقت حقیقت واقعیش شناخته نشده باشه... این شما و این هم اساطیر آسمان در اوستا :
در ادبیات زرتشتی به دو دسته ستاره هرمزدی و اهریمنی اشاره شده: 1-ستارها ، که هرمزدی هستند
و
2- سیاره ها که اهرمنی اند .
ستاره ها با نام "اختران" و سیاره ها هم با " اباختران" نام برده شدن... البته هم اختران و هم ابااختران آفریده هرمزد هستن .
سیارات "هرزه گر" اند در حالیکه ستارها نا بیابانی معرفی شدن.... "نا بیابانی" به معنای نا سرگردان و هدایت شدست و این لقب ستارگان ثابت بوده...
این عقیده که سیارات هرزه گرند و ذاتی اهریمنی دارند ، همون حرکت وضعی و انتقالی اوناست که ما الان میگیم. در واقع این چرخشای سیاره ها رو تعبیر می کردن به مستی و سرخوشی و هرزه گری اونا ... و حالا چقدر قشنگ میشه فهمید ایرانی های اون موقع خیلی خیلی قبل تر از آقایون تیکو براهه و گالیله و کپلر به حرکت سیاره ها پی برده بودن..
ستارگان بیابانی به سه دسته بزرگ ، کوچک و میانه تقسیم شدن که اونا رو به ترتیب "بزرگی نخستین"
– "بزرگی دیگر"
- "بزرگی سدیگر"
معرفی می کردند.... این تقسیم بندی هم همون قدر مطلق و ظاهری ستاره هاست ...
اوستا در مورد آفرینش آسمان این گونه گفته که سپهر مثل سالی آفریده شده.
دوازده اختر ( برج) مثل دوازده ماه ، هر اختری سی درجه است، چون هر ماهی سی شبانه روز.
هرمزد، سپهر این اختران یا همون ستاره ها رو مثل دوک نخ ریسی وسط آسمون قرار میده که وقتی جنگ شد به حرکت در بیان و تا قبل از تجاوز اهریمن ( همون شیطون بده ی خودمون ) ، ماه ، خورشید و ستارگان بی حرکت ایستاده بودند و دوران نداشتند و زمان به پاکی می گذشت ( همه چیز خوب بوده ها . امان از دست این شیطون ) و همیشه خدا نیمروز بوده اما پس از اومدن اهریمن همه به حرکت می افتن و تا دنیا به پایان نرسه اینها هم همچنان در حرکت هستند...
هرمزد در میان آسمان و زمین ، " روشنان" ( ستارگان و سیارات ) رو آفرید و اول از همه ستارهای اختری و سپس ستارهای نا اختری و بعدش ماه و بعد خورشید رو آفرید و اونارو بین دوازده اختر (برج) قرار داد که عبارتند از : بره ، گاو ، دوپیکر ، خرچنگ، شیر، کژدم ، نیم اسب ، بز ، دلو، ترازو ، خوشه و ماهی . ( اسامی صور فلکی که امروزه به کار می بریم بیشتر از اوستا اومدن و برخی هم که از زبان شیرین عربی وارد شدن )
بعدش برای هر اختری از این دوازده اختر (برج) 648 هزار ستاره آفرید تا آنها را یاری کنند.(خودم خیلی تحقیق کردم که ببینم چرا 648 هزار ستاره؟ اما به جوابی نرسیدم. یعنی دانشمندی از دانشمنداشون ستاره ها رو شمرده بوده و به این عدد رسیده بوده؟ یا ...)
و آتش این جنگ به سراسر کیهان کشیده می شه و بخاطر همین برای ستارها در چهار سوی آسمان چهار سپهبد گماشته شده که هنگامه ی جنگ فرماندهی اختران رو به عهده بگیرن و سپاهبدی هم برای این چهار سپهبد.
بدین صورت که " تیشتر " سپاهبد شرق ، "سدویس " سپاهبد جنوب ، " ونند " سپاهبد غرب ، " هفت اورنگ" سپاهبد شمال و " میخگاه " سپاهبد سپاهبدان است.
" تیشتر" ایزدی است که یشت هشتم اوستا از آن اوست. او ستاره ای سپید و درخشنده و دور پیدا است. سرشت آب دارد و سرور همه ستاره هاست. تیشتر همان ستاره شعرای یمانی از قدر -1.5 در صورت فلکی کلب اکبر و پرنورترین ستاره آسمان است. روز سیزدهم هر ماه زردشتی با نام این ستاره نام گذاری شده است. رنگ آبی هم دقیقا اشاره شده همونجایی که گفته سرشت آب دارد!
"سدویس" نگهبانی جنوب آسمون رو بر عهده داره . بسیاری اون رو الدبران ، بعضی هم قلب العقرب و خیلی ها هم گفتن سهیل هست. ولی با توجه به این که ستاره سهیل دومین ستاره پر نور آسمونه اکثرا احتمال دادن که سدویس همون سهیل باشه.
در ادبیات پهلوی و کتاب اوستا ، سپهبد غرب آسمان بر عهده " ونند " است . این ستاره احتمالا نسر واقع یا همون وگا چهارمین ستاره پر نور آسمان باشه. ستاره ای در صورت فلکی چنگ رومی .
سپهبدی شمال هم بر عهده " هفت اورنگ " است. سماک رامح یا arcturus . ستاره آلفای صورت فلکی گاوچران...هفت اورنگ به معنای " دارای هفت نشان " است.
و اما سپاهبد سپاهبدان "میخگاه " و میخ میان آسمان است. میخگاه همون ستاره قطبیه و چون ثابته عنوان سپاهبد سپاهبدان به اون تعلق گرفته ، چون که همه ستارها در حرکت ظاهری شون به دورش می چرخند .
ماجرای شیرین و جذابی داره.. در ادامه نبرد اختران با ابراختران رو تعریف می کنیم که بسیار اکشن و هیجانیه...پس این داستان همچنان ادامه دارد.
حالتون خوبه؟
خوش می گذره؟ چه خبر؟
اول از همه روز تولد امام رضا رو بهتون تبریک می گم.
واقعا خیلی جالبه که روز تولد اماممون افتاده به 1388/8/8
راستی می دونین 1377/7/7 چه روزی بوده؟
یا 1399/9/9 چه اتفاقی قراره بیفته؟!
منم نمی دونم!
راستی کسب رتبه اول جهانی المپیاد نجوم توسط بچه های ایرانی رو هم تبریک می گم.خوش به حالشون.
خدایا یعنی منم می تونم از المپیاد در بیام؟
ایشالا.دعا کنین برم.
ایشالا شمام به تمام آرزوهاتون برسین.
واقعا معذرت می خوام که دیگه زود زود وبمو آپ نمی کنم.
به بزرگی خودتون ببخشید.
فعلا
|
منبع: سرويس خبري سازمان فضايي ناسا امريكا در حالي كه همگي فكر مي كنيم تمامي آنچه در منظومه خورشيدي است كشف شده تلقي مي شود اما ناسا در تازه ترين خبر اعلام كرد ، تلسکوپ فضايي اسپيتزر حلقه مادون قرمز بسيار بزرگي را در اطراف سياره كيوان(زحل) کشف کرد كه تا بحال ناشناخته بوده است. Anne Verbiscer مي گويد:"اين يکي حلقه فوق العاده بزرگ است ،" Anne ستاره شناس دانشگاه ويرجينيا است او ادامه مي دهد: "اگر شما مي توانستيد حلقه تازه كشف شده را در آسمان شب ببينيد، آنرا به اندازه قطر دو ماه كامل مشاهده مي كرديد." Verbiscer نويسنده مقاله اي در مورد اين کشف براي چاپ در مجله Nature است كه امروز منتشر مي شود. نويسندگان ديگر داگلاس هاميلتون از دانشگاه مريلند و Skrutskie مايکل از دانشگاه ويرجينيا هستند. بالا : ديد يك هنرمند از حلقه مادون قرمز تازه کشف در اطراف زحل. کمربند جديد در ميان سيستم قمري سياره كيوان قرار گرفته است ، و با مدار حلقه هاي اصلي 27 درجه انحراف محوري دارد. قسمت عمده مواد آن از حدود شش ميليون کيلومتر (3.7 ميليون مايل) نسبت به خود سياره شروع مي شود و تقريبا 12 ميليون کيلومتر (7.4 ميليون مايل)گسترش مي يابد. حدود يک ميليارد كره زمين در كنار هم براي پر کردن اين حلقه حجيم لازم است. يکي از دورترين اقمار زحل ، قمر فوبه درون حلقه تازه کشف شده است ، و به احتمال زياد منبع مواد آن مي باشد. حلقه
بسيار رقيق مي باشد كه متشکل از ذرات پراکنده و به طور گسترده اي از يخ و
گرد و غبار تشكيل شده است. چشمان مادون قرمز اسپيتزر قادر بودند قرمزي اين
حلقه گرد و غبار که داراي درجه حرارت تنها در حدود 80 کلوين (منهاي 193
درجه سانتيگراد) را ببينند. سرويس علمي انجمن
|
|||
حالتون خوبه؟
اگه این چند روز وبلاگم رو آپ نکردم به بزرگی خودتون ببخشین.آخه از وقتی درسا شروع شدن فرصت نمی کنم بیام نت.
امروزم می خواستم تیممون رو به مسابقه ثبت نام کنم که گفتم به وبلاگمم یه سری بزنم!!!!
آها تا یادم نرفته ولادت حضرت معصومه و روز دختر رو هم تبریک می گمبه همه.مخصوصا به تمام دخترای خوب و خانوم و ماه و درس خون و منجم و باحال(مثل خودم!)ایشالا صد سال به این سالا!
البته چون روز دختر چند ساله انتخاب شده(و هنوز روز پسر نداریم!)زیاد جدیش نمی گیرن و حتما باید تقویمو نشون بدیم تا باورشون بشه!
چه میشه کرد.باید تحمل کنیم.
اما از سال بعد هر کی روز به این مهمی رو بم تبریک نگه ...
تازه امروز به همه معلمامون گفتیم امروز روز دختره بمون یه چیزی بخرین هیچ کدوم نخریدن.از بس خسیسن.واقعا که ...
حتی بچه ها دیدن طرف خیلی خسیس گفتن آقا حداقل به هر کدوممون یه لواشک 50 تومنی بخر اونم نخرید.شانس نداریم که.بعد دو ساعت شروع کرده می گه الان آنفولانزای خوکی(خوراکی)هست لواشک ضرر داره.(چه ربطی داره آخه؟؟؟؟)آخه کسی نیس بگه لواشک نمی خری چرا دیگه از خودت داستان می بافی؟
حالا بی خیال اینارو
بچه ها از این به بعد اگه مطلب جالبی پیدا کردم می ذارم به وبلاگم و سعی می کنم زود زود آپش کنم.
در ضمن از عزیزانی که در این مدت با وجود کهنگی وبلاگ میومدن و سر می زدن تشکر می کنم.
در آخر بازم ولادت حضرت معصومه و روز دختر رو بتون تبریک می گم.
ازمنظر ساکنان زمین ، آندرومدا ، یک کهکشان درخشان و آرام به نظر می رسد که با چشم غیر مسلح نیز زیر آسمانی تاریک قابل مشاهده است.اما اخترشناسان کشف کرده اند که این کهکشان در حال بلعیدن همسایگانش است!
کهکشان آندرومدا شامل تریلیون ها ستاره است و تنها 2.5 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد بنابراین جرمی بی نظیر برای مشاهده و مطالعه می باشد.اما اخیرا اخترشناسان رشته هایی از ستارگان را در لبه های بیرونی آن مشاهده کرده و متوجه شده اند که آنها باقی مانده هایی از یک آشفتگی ناشی از بلعیده شدن هستند که آندرومدا از کهکشانهای کوچک اطراف آنها را جذب کرده است! هدف بعدی آندرومدا کهکشان مثلث است که به برخورد دو کهکشان می انجامد.
همچنین دانشمندان دریافتند که بسیاری از ستارگانی که در کهکشان آندرومدا وجود دارند نمی توانند در این کهکشان شکل یافته باشند زیرا تراکم و چگالی گاز در ناحیه ای دور از هسته ی کهکشان به منظور شکل گیری ستارگان در این ناحیه بسیار کم است.بنابراین می توان گفت این ستارگان باقی مانده ی کهکشان های کوچکتر هستند که توسط آندرومدا بلعیده شده اند !
علی پزشکی
« سوفیا » نسل جدید رصدخانه های هوائی ناسا است که در مدت کوتاه فعالیت های خویش، کمک های زیادی به اخترشناسان کرده است. در این طرح یک تلسکوپ 2.5 متری در هواپیمای بوئینگ 747 نصب می شود. سوفیا چهار شب در هفته اخترشناسان را به فاصله حدود 12 کیلومتری از سطح زمین می برد تا در نور فروسرخ رصد کنند.
دورترین کهکشانی که تا به حال در جهان هستی شناسایی شده به همراه سیاهچاله ای عظیم در ابتدایی ترین بخشهای تاریخ شکل گیری جهان هستی شناسایی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، این کهکشان که
وسعتی برابر کهکشان راه شیری دارد در فاصله 12.8 بیلیون سال نوری قرار
داشته و میزبان سیاهچاله فوق عظیمی است که ماده درون آن حداقل یک بیلیون
بار بیشتر از خورشید است. این در حالی است که جهان هستی سنی برابر 13.7
بیلیون سال دارد و دورترین اجرام مانند این کهکشان در دورترین نقاط زمان
پنهان شده و نور آنها پس از طی این مدت زمان به زمین می رسد.
نکته شگفت انگیز در اینجاست که کهکشانی به این عظمت زمانی که جهان تنها سنی برابر یک شانزدهم سن کنونی خود داشته وجود داشته است و سیاهچاله ای یک بیلیون بار عظیم تر از خورشید را در خود جا داده است. اخترشناسان دانشگاه هاوایی معتقدند این کهکشان و سیاهچاله اش با سرعتی بالا در جهان اولیه شکل گرفته اند.
رکورد پیشین دورترین کهکشان میزبان به سال 2005 تعلق دارد که کهکشانی در فاصله 12.5 بیلیون سال فاصله به ثبت رسید. دورترین سیاهچاله مجزایی که تا کنون کشف شده نیز در فاصله 13 بیلیون سال نوری به ثبت رسیده و در سال 2007 کشف شده است.
اخترشناسان قادر به دیدن سیاهچاله ها نیستند اما می توانند حضور آنها را به واسطه جرمی که آنها را احاطه کرده است درک کرده و گرانش آنها را محاسبه کنند. جمع آوری اطلاعات در رابطه با کهکشانهای میزبان سیاهچاله های عظیم می تواند برای درک راز طولانی مدت چگونه شکل گیری کهکشانها و سیاهچاله ها بسیار موثر باشد.
تا کنون مطالعه بر روی جهانهای دوردست به دلیل وجود نور کورکننده ای که از حواشی سیاهچاله ها متصاعد می شود بسیار مشکل بوده و امکان مشاهده نور ضعیف کهکشانها در برابر این نور شدید وجود نداشته است. همچنین بر خلاف سیاهچاله های کوچکتر که پس از مرگ یک ستاره به وجود می آیند، منشا سیاهچاله های عظیم همچنان ناشناخته باقی مانده است.
بر اساس گزارش ام اس ان بی سی، دانشمندان به منظور مشاهده این پدیده دورافتاده از ابزاری به نام CCDs که بر روی دوربین تلسکوپ سوبارو واقع در مائونا کی نصب شده بود استفاده کردند
به گفته یکی از دوستان پست پایینی دروغه و انیشتین مسلمون نشده.نمی دونم شاید می خواسته بشه ولی نشده.به من چه اصلا ...
اینم نظر یکی از بازدید کننده ها:
تکذیب خبر شیعه بودن انیشتین
مثل همیشه اول سلام.
شاید این مطلبی که می خوام براتون بنویسم برای دوستام تازگی نداشته باشه (یا خودشون شنیدن یا من گفتم!)ولی من به خاطر علاقه شدیدی و روابط خونوادگی که با استاد دارم خیلی دلم می خواست با وجود سوختگی خبر تو وبم بذارم!
بله داشتم می گفتم که ...
بچه ها می دونستین انیشتین تو واپسین سالهای عمرش مسلمون شده؟اونم از نوع شیعه دوازده امامی!من خودم که اون روزا خیلی رو مخش کار کردم و قبول نکرد.به دکتر حسابی هم گفتم ولی اون که مثل من بیکار نبود که مخ بزنه!به خاطر همون گفتم از یه آدمی کمک بخوام که کارش همینه.اگه گفتین کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بله به آیه الله بروجردی گفتم.ایشونم به خاطر استعداد شدید مخ زنی که داشتن، مخ بابا آلبرت منم زدنو بالاخره مسلمونش کردن(طبق گفته خود استاد پس ار 40 مکاتبه)
استاد عشق فیزیک ما هم که خیلی به فرمول درست کردنو کشف کردن علاقه داشتن اومدن و تو دین اسلام و باورهای دینی ما یه چیزیایی رو کشف(و ضبط!!!) کردن و براشون فرمولم اختراع کردن.
مثلا همین موضوع معاد جسمانی رو از راه فیزیکی اثبات کردن.که فرمولش هم میشه بر عکس همون فرمول معروفه(نسبیت ماده و انری)یعنی این:
E=MC^2<< M=E:C^2
یعنی اگر بدن ما تبدیل به انری هم شده یاشد دوباره عینا به ماده تبدیل خواهد شد.
یه چند تا چیز دیگه هم بود که به نظرم جالب نبودن.بی خیال!
خوب تا بعد خدافظ
تصاویر رو از وب انجمن کپی کردم!!!
سلام
بالاخره دیروز رفتیم رصد برساووشی خیلی حال داد.ولی به هر حال چیزی که برام خیلی مهم بود رو از دست دادم (منظورم ماراتنه!!)
بچه ها بهتون که گفته بودم شهاب باران برساووشی خیلی خوشگله. دیروز برای دومین بار به این نتیجه رسیدم. آخه امسال دومین بارم بود که با انجمنمون می رفتیم رصد برساووشی.ما اصولا هر سال که میریم رصد یه چند تا گروه تشکیل می دیم که بچه های هر گروه یه قسمتی از آسمونو نگاه می کنن و اگه چیزی دیدن صور شناسامون محلشو تشخیص می دن و بنده که نقشه خوانم اونو با زمان عبور یادداشت می کنم. به قول آقای رازبین این کارو ممکنه همزمان با ما افراد زیادی تو تمام دنیا انجام بدن. به خاطر این جذابیت کار برای شخص من که خیلی بالا رفت!!!به نظر من که خیلی جالبه.
دیروز تصمیم گرفتم که یه گزارش لحظه به لحظه از رصد بنویسم تا مثل 2 سال پیش این رصدم همیشه تو خاطرم بمونه.اگه دوس داشته باشین می تونم همین پایین بنویسم.هر کی دلش می خواد دستشو بلند کنه!!!!!!
ایول بابا.باشه باشه می نویسم!!!!!!!!!!!!!!
ساعت 6.5 بعد از ظهر بیست و یکم مرداد سال 1388 خورشیدی از اردبیل به مقصد روستای خانه شیر (یکی از توابع شهرستان نیر)حرکت کردیم.
ابزار رصدی که به همراه داشتیم عبارت بودند از:تلسکوپ اسکای واچر دابسونی، تلسکوپ تال 4 ، دوربین دو چشمی 20*20 (که از ارتش گرفته بودن و آقای شجاعی می گفت زمونه جنگ که ازش استفاده می کردن هر کی با این کار کرده شهید شده!)تلسکوپ 4.5 اینچی خودم و یه تلسکوپ دیگه هم بود که یادم رفت از آقای شجاعی بپرسم.
تو مینی بوس که بودیم آقای شجاعی تعدادی نقشه آسمون و جدول اطلاعاتی ستارگان بهمون داد تا ازش استفاده کنیم.(و گفت برگشتنی پس می گیرم!!)
بعده یه ساعت تو اتوبوس حرف زدن و کتاب خوندن(آخه آقای شجاعی گفت هر کی می خواد می تونه بیاد برای بچه ها راجع به شهاب باران صحبت(صوحبت!) کنه. منم مثل همیشه تصمیم گرفتم این کارو بکنم.برای همین برداشتم دو کلوم کتاب بخونم.) رسیدیم به خانه شیر و رو تپه نه چندان هموار همیشگی مستقر شدیم.
بعد این که پیاده شدیم هر کسی یه کاری می کرد.بعضیا داشتن تلسکوپهارو نصب می کردن، بعضیا همین که پیاده شدن شروع کردن به عکس گرفتن و به قول معروف شکار لحظه ها کردن ، چند نفرم پا شدن رفتن بیابون گردی کنن و چند تای دیگه هم مثل ما داشتیم سر این بحث می کردیم که سوراخای رو زمین سوراخ موشن یا سوراخه مار!!!
بالاخره 8:15 که شد آقای شجاعی همه رو جمع کرد تا یه کم راجع به رصد حرف بزنن..بعده آقای شجاعی، آقای رازبین راجع به شهاب باران صحبت کردن و بعدشم گروه بندیه شهاب باران بود.که تو گروه بندی اتفاقات جالبی افتاد که بهتر بود خودتون بودینو می دیدین! آها بله بعد آقای رازبینم مثلا نوبت من بود که وقت نشد.(حیف اون وقتی که برای کتاب خوندن تلف کرده بودم اه)
بعده گروه بندی دوباره هر کی رفت دنبال کار خودش تا بعد که آقای رازبین گفتن کارمونو شروع کنیم.من که رفتم سراغ دوربین دو چشمی و تلسکوپ دابسونی ببینم چجوری کار می کنن. و به یه نتیجه خیلی خیلی مهم رسیدم!این که استقرار دابسونی واقعا عالیه.این از اون عالیا نیستا.منظورم اینه که خیلی خیلی خیلی خیلی عالییییییییییییییییییییییه.خیلی خوشم اومد.
خوب بعد چند دقیقه دوباره همه جمع شدیم تا کارمونو شروع کنیم(البته همه که نه!اعضای بسیار سخت کوش ماراتنمون ترجیح دادن که با تلسکوپ جرم بزنن)
همون اول اولا چند تاشهاب خیلی بزرگ رد شدن که همه یه جیغ بلند کشیدیم تا بقیه هم به اوج مطلب پی ببرن!این شد که روحیه بچه ها بهتر شد و کار رو با جدیت بیشتری ادامه دادیم.وسطا که شهاب بیشتری رد می شد و منم سرم خیلی شلوغ شده بود ،نمی تونستم شهابا رو خوب ببینم و فقط از رو ولوم جیغ کشیدن بچه ها می فهمیدم که بله یه شهاب بزرگه دیگه هم رد شد(و لذت می بردم!)
از ساعت 21:27کارمونو شروع کردیم.بعد تقریبا یه ساعت چند نفر از بچه ها(که منم جزشون بودم) گفتن که گشنمونه و شام می خوایم.به خاطر همین آقای رازبین مجبور شد رای گیری کنه.که به خاطر نتیجه نه چندان صحیح رای گیری یه ساعت دیگه هم رصد کردیم.ولی از ساعت 11 تعداد گشنه هامون بیشتر شد و آقای رازبینم بالاخره مجبور شدن اجازه بدن که بریم شام بخوریم.البته به شرط اینکه بدو بدو شاممون رو بیاریم و همون بیرون بخوریم تا مبادا شهابی رو از دست بدیم!!!چون تو این مدت که ما شام می خوردیم آقای رازبین و بقیه هنوز هیچی میل نکرده بودن ساعت 23:10 کار رصد شهاب بارانمون تموم شد.البته به جز این طلوع ماه وابری شدن آسمون هم رو تصمیم هیئت روسا تاثیر گذاشت!
بله به علت ابری شدن هوا اعضای محترم ماراتن هم نتونستن چیز زیادی رصد کنن.به خاطر همین همه جمع شدن تو مینی بوس وطی دو مرحله آقای رازبین و آقای ایزدی برای بچه ها صحبت کرده.
بعدشم که حرکت کردیم و من خودم ساعت یه ربع به 5 رسیدم خونه.که به خاطر خواب آلود بودن خودم و دوستم کلی از وسایلامو تو ماشین جا گذاشتم!
خوب حالا بهتره نتیجه تقریبا 1.5 ساعت تلاشمون رو به طور خلاصه بنویسم.
صورت فلکی های اول تا سوم آسمون تو این مدت از نظر تعداد شهابا اینا هستن (تعداد کل شهاب های رصد شده 190 تا شهاب بود):
1-صورت فلکی عقرب 16 شهاب
2-صورت فلکی قوس و ذات الکرسی 15 شهاب
3-صورت فلکی فرس اعظم 14 شهاب
آها و همچنین اعضای سخت کوشی که تو رصد برساووشی کمک کردن عبارت بودند از:
آقای شجاعی و آقای رازبین(که صور شناس بودن)
خانومها بیننده، آزاده، شیخ و عزیزیان و آقایان باقرپور، بیننده و برنجیان (که شهابای رد شده رو می گفتن)
وخودم که کلی بالا توضیح دادم چی کار کردم!
در آخر از آقای شجاعی و کلا انجمن نجوممون تشکر می کنم که این فرصت رو در اختیار بنده و بقیه قرار دادن.
حالتون خوبه؟
بچه ها می دونستین قراره 21(یا شایدم 22)مرداد شهاب باران برساووشی اتفاق بیفته؟(یا همون رخ بده!چه فرقی می کنه؟)
فکر کنم 2 سال پیش بود که با انجمن نجوممون رفته بودیم رصد که مثلا شهاب بارانو رصد کنیم.کلی حال کردیم.پر محتواترین رصدی بود که تا حالا رفته بودم!
امسالم همین اتفاق قراره بیفته البته اگه من و دوستمم ببرن! آخه می دونین آقای شجاعی(رئیس گروهمون) دو بار به من و دوستم گفت که بیاین رصد.از شانس افتضاح ما اون روزا ما کلی درس داشتیم.تازه روز دوم امتحان فیزیکم داشتیم.(آخه تو مدرسه ما یعنی فرزانگان تابستونام کلاس می زارن و ما بدبختا باید تابستونم خر بزنیم!!)جونم بهتون بگه که فکر کنم دیگه ما رو نبرن.یعنی می دونین چی شد؟نمی دونین که...
تو این 2 سالی که من تو این انجمن عضوم این اولین بار بود که اینجوری شد و ما نتونستیم بریم رصد.آخه این انصافه؟نیس دیگه.قبول دارین؟
حالا هی هر شب اینا می رن رصد برای ماراتن تمرین می کنن منو دوستمم موندیم باخا باخا(دیدان دیدان!!!)
به نظرتون چی کار کنم؟ماراتن که پر...حداقل رصد برساووشیو بمون بگن.نه؟
بگذریم.شما خودتونو زیاد ناراحت نکنین!فوق فوقش فرار مغزها می شیم!!!!!!!!!
تو پست بعدی یه چند تا عکس از شهاب باران می ذارم حال کنین.اگه تو شهر شمام انجمنی چیزی هست رصد برساووشیو از دست ندین.خیلی ماهه...